تمام توانش را جمع کرد تا از سنگ بالا برود. فقط چند قدم دیگر مانده بود... بالاخره رسید...حالا در بالاترین نقطه ي دنیا ایستاده بود... با غرور پشتش را راست کرد و به دور و بر نگاهی انداخت... بله! اینجا بلندترین جاي جهان بود...
بادي در غبغب انداخت و رو به جهان زیر پایش فریاد کشید: آهاي! به من نگاه کنید! دیگر بالاتر از من چیزي می بینید؟ چه کسی را جز من یاراي این کار بود؟ «! این من هستم! تنهاي تنها در اوج »
پرنده در حالی که چوب کوچکی در منقار داشت با نگرانی به پایین خیره شد. باز یک مزاحم دیگر روي لانه ي نیمه سازش ایستاده بود.
دفترك مجازي من
http://alittlenotebook.persianblog.com
نه بسته ام به کس دل، نه بسته دل به من کس
چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من
ز من هرآن که او دور، چو دل به سينه نزديک
به من هر آن که نزديک، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سويی، نه باده در سبويی
که تر کنم گلويی، به ياد آشنا من
ز بودنم چه افزون؟ نبودنم چه کاهد؟
که گويدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم، در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست ، هوای گريه با من ...
گر از قفس گريزم، کجا روم، کجا من؟
کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم
که ديده بر گشودم به کنج تنگنا من

شعر : سیمین بهبهانی - دانلود تصنیف هوای گریه از همایون شجریان

ای که مایوس از همه سویی، به سوی عشق رو کن قبله دلهاست اینجا، هر چه خواهی آرزو کن
زرد رویی، در میان گلرخان سخت است بر من روی زردم را بخوان ای دیده گاهی شستشو کن
گشت تنهایی مرا، ای دوست بر من رحمت آور مُردم از خاموشی ای دل با من آخر گفتگو کن
پیش رویش لحظه ای ننشسته من از دست رفتم طاقت دیدار اگر داری تو ای دل روبرو کن
تا دلی آتش نگیرد حرف جانسوزی نگوید حال ما خواهی اگر از گفته ما جستجو کن
چرخ کج رو نیست، کج بینی تو ای دور از حقیقت گر همه کس را نکو خواهی برو خود را نکو کن
چون خیال دوست چیزی من نشاط آور ندیدم هر زمان پژمرده دل گشتی نظامی یاد او کن
نظامی گنجوی
هجرت باید کرد از فانی به باقی

ویژگی ها:

- تحلیل مباحث با استناد به اشعار مولانا و دیگر بزرگان
- برنامه کیمیای وصال پخش شده از رادیو قرآن با فرمت استاندار رادیویی
- دلنشین
- ذوق آور
- از پایه تا مراحل بالاتر
دانلود 162 برنامه پخش شده کیمیای وصال
خدایا به من بیشتر عشق بده! تشنه عشقم ...
هر روز میخوریم تا خر خره! بدون توجه...
هر روز میخوریم تا خر خره! بدون توجه به اطراف. آخر شب موقع خواب هم باز کلی تو دلمون از خدا شکایت می کنیم. این تصویر کودک افغانی رو می زنم که بگم بسیارند گرفتار تر و نیازتر از من و تو... پس
خدایا شکرت. به خاطره ناشکری هام معذرت میخوام

خداوند به بنده هاش میگه...
ای نه دله ده دله دل یک دله کن آن دل که به غیر ماست آنرا یله کن
یکبار به اخلاص بیا بر در ما گر کام تو بر نیامد از ما گله کن
