معمولا در جامعه ما دانشگاه تنها جایی است که دختران و پسران در کنار هم بودن را تجربه می کنند. هر فرد ممکن است با این محیط طوری برخورد کند.
برداشتی که من از افراد اطرافم در دانشکاه داشتم:
بعضی ها روابط داشتن روابط درسی و کاری سالم با جنس مخالف را در این دوره تجربه می کنند و این دوران را به یکی از شیرین ترین دوران زندگی بدل می کنند.
بعضی ها دانشگاه را با خیابان اشتباه می گیرند و دنبال بر قراری روابط احساسی در دانشگاه هستند. البته گاهی روابط افراد گروه اول ممکن است به احساس تبدیل شود که خوب بحث آن جداست اما این که فرد با هر رابطه ای احساسی برخورد کند یا قصد و غرض دیگری از یک رابطه برای خود متصور شود به نظرم از خصوصیات یک دانشجو دور و حتی یک بیماری روحیست که باید درمان شود.
بعضی ها هم با توجه به اعتقادات مذهبی و جو خانوادگی که از آن آمده اند به کلی داشتن رابطه با جنس مخالف چه از نظر کاری و درسی، چه احساسی حرام می دانند و در کل با هیچ کس از جنس مخالف هیچ رابطه ای بر قرار نمی کنند حتی سلام و احوال پرسی دوستانه. شاید این افراد در زندگی در برقرار روابط اجتماعی مشکل پیدا کنند.

عیب های که در تک جنسی کردن دانشگاه می بینم:
افراد در هیچ دوره ای از زندگی این چنین محیطی را تجربه نمی کنند و هیچگاه چگونه رفتار کردن در این محیط را یاد نمی گیرند.
دانشگاه محیطی است که خیلی از فرصت های ازدواج را به وجود می آورد که در صورت تکجنسی کردن دانشگاه ها از بین می رود.
اگر دانشگاه تکجنسی شود روابط غلط و چیز هایی که نباید باشد (چون شاید به خود فرد ضربه بزند) به جاهایی دیگر منتقل کرده ایم و تفکر فرد را التیام بخشیدیم.
راهکار:
فکر کنم اگر در محیط دانشگاه با روابط دوستانه به چشم روابط غرض جویانه برخورد نمی شد و به دانشجویان حتی واحد درسی ارائه می شد که فرد راه درست را تشخیص دهد خیلی بهتر بود تا دانشگاه را تک جنسی کنیم. چون با تک جنسی کردن دانشگاه ها نه تنها مشکل جوانان حل نمی شود بلکه از نظر من به این روابط غلط دامن زده می شود. فرد باید در دانشگاه اصلاح شود نه اینکه فقط با او برخورد کنیم و راه درست را به او نشان ندهیم.


یه روز صبح که فکر کنم دوشبه بود به اصرار یکی از دوستان با هیئتی های محبین نمیدونم کدامیک از اهل بیت برای مراسم دعای ندبه و صرف صبحانه توی کوه دعوت شدم. بد جوری به فکر فرو رفتم چون ...