تبليغاتX
وبلاگ باطله
جدیدترین قالب وبلاگ
قالب های وبلاگ
قالبی بسیار ساده و رسمی. لود این قالب بسیار سریع صورت می گیرد.
دانلود موسیقی و آواهای ناب
دانلود نرم افزار
دانلود کتاب الکترونیک
             تک جنسی کردن دانشگاه ها
پس از مدتها وبلاگ ننویسی حالا وبلاگ نویسی دوباره...

معمولا در جامعه ما دانشگاه تنها جایی است که دختران و پسران در کنار هم بودن را تجربه می کنند. هر فرد ممکن است با این محیط طوری برخورد کند.

برداشتی که من از افراد اطرافم در دانشکاه داشتم:
بعضی ها روابط داشتن روابط درسی و کاری سالم با جنس مخالف را در این دوره تجربه می کنند و این دوران را به یکی از شیرین ترین دوران زندگی بدل می کنند.

بعضی ها دانشگاه را با خیابان اشتباه می گیرند و دنبال بر قراری روابط احساسی در دانشگاه هستند. البته گاهی روابط افراد گروه اول ممکن است به احساس تبدیل شود که خوب بحث آن جداست اما این که فرد با هر رابطه ای احساسی برخورد کند یا قصد و غرض دیگری از یک رابطه برای خود متصور شود به نظرم از خصوصیات یک دانشجو دور و حتی یک بیماری روحیست که باید درمان شود.

بعضی ها هم با توجه به اعتقادات مذهبی و جو خانوادگی که از آن آمده اند به کلی داشتن رابطه با جنس مخالف چه از نظر کاری و درسی، چه احساسی حرام می دانند و در کل با هیچ کس از جنس مخالف هیچ رابطه ای بر قرار نمی کنند حتی سلام و احوال پرسی دوستانه. شاید این افراد در زندگی در برقرار روابط اجتماعی مشکل پیدا کنند.

عیب های که در تک جنسی کردن دانشگاه می بینم:
افراد در هیچ دوره ای از زندگی این چنین محیطی را تجربه نمی کنند و هیچگاه چگونه رفتار کردن در این محیط را یاد نمی گیرند.
دانشگاه محیطی است که خیلی از فرصت های ازدواج را به وجود می آورد که در صورت تکجنسی کردن دانشگاه ها از بین می رود.
اگر دانشگاه تکجنسی شود روابط غلط و چیز هایی که نباید باشد (چون شاید به خود فرد ضربه بزند) به جاهایی دیگر منتقل کرده ایم و تفکر فرد را التیام بخشیدیم.

راهکار:
فکر کنم اگر در محیط دانشگاه با روابط دوستانه به چشم روابط غرض جویانه برخورد نمی شد و به دانشجویان حتی واحد درسی ارائه می شد که فرد راه درست را تشخیص دهد خیلی بهتر بود تا دانشگاه را تک جنسی کنیم. چون با تک جنسی کردن دانشگاه ها نه تنها مشکل جوانان حل نمی شود بلکه از نظر من به این روابط غلط دامن زده می شود. فرد باید در دانشگاه اصلاح شود نه اینکه فقط با او برخورد کنیم و راه درست را به او نشان ندهیم.

 + نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388 توسط کوچیک شما  | 
             چرا ما اینقدر کم فکر میکنیم
یه روز صبح که فکر کنم دوشبه بود به اصرار یکی از دوستان با هیئتی های محبین نمیدونم کدامیک از اهل بیت برای مراسم دعای ندبه و صرف صبحانه توی کوه دعوت شدم. بد جوری به فکر فرو رفتم چون ...
موقع خوندن دعا من بدون توجه به متن عربی ترجمه فارسی دعا رو می خوندم. به فکر فرو رفتم طوری که دیگه صدای خواننده دعا رو نمی شنیدم. پیش خودم گفتم "عجب! مگه پیامبران و امامان برای هدایت ما نیومدن تا راه درست رو بدونیم. پس چرا اینا هر هفته میان اینجا قربون صدقه ائمه و پیامبر میرن. تو همین فکرا بودم, نسیم خنکی اومد و صورتم رو نوازش داد. به احترام جمع تا دعا تموم شه صبر کردم و بعد از بقیه جدا شدم,  رو کردم به دشتی که پشت کوه بود و به دریا ختم میشد. با اینکه تو اون شهر جنوبی که من درس میخوندم زمین خشک بود ولی دریا از اون دور بدجوری برق میزد. تا می تونستم دور از بقیه آدما با خدای خودم حرف زدم...
 + نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387 توسط کوچیک شما  | 
             نسل دانشجوي درس خوان ايراني در حال انقراض است

واسه اين حرف ميشه چندين دليل آورد و از چند جهت مورد بررسي قرارش داد.
اول! با وجود کاووسي به نام کنکور دانشجو ( مربوط به دانشگاه هاي دولتي) اونقدر خستگي کنکور به تنش ميمونه که رمقي براي درس خواندن تو دانشگاه براش باقي نميمونه.
دوم! در دانشگاه آزاد که سطح علمي دانشجويان چه قبل و چه بعد از کنکور فرقي زياد فرقي نميکنه و همه چي با اسکن حله!
سوم! قريب به اتفاق کساني که وارد دانشگاه مي شوند با محيطي مختلط رو به رو هستند که تا اين قضيه براشون جا بيفته و شش هفت بار شکست عشقي بخورن چند باري هم مشروط شدند.
چهارم! متاسفانه در کشور عزیزمان ایران مدرک گرایی حکمفرمایی میکنه و تخصص و سطح علمی اهمیت چندانی نداره به همین خاطر انگیزه یاد گرفتن از بین میره.
البته همه جا استثنا هست. دانشجوي درس خون داريم اما به مقدار خيلي خيلي ناچيز. اگه نظری هست با کمال میل میخونم...
 + نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387 توسط کوچیک شما  | 
دسته بندی مطالب
مطالب گلچین شده
آرشیو
لینک ها